نروژی | ایتالیایی | انگلیسی | هزاره گی/ دری / فارسی | پښتو Norsk | Italiano | English | Hazaragi/ Dari/ Farsi | Pashto

Refugee Face

Integrasjon | Menneskerettigheter | Norges Nyheter: No /En| Flerkultur | Lær Norsk| Multimedia |Om Oss | Kontakt

Integrazione Diritti Umani Italian News: It/En|  Multiculturale | Impara l'italiano| Multimedia |About Us | Contatti

Integration | Human Rights | Norway News: No /En| Multi-Cultural | Learn Norwegian | Multimedia | About Us | Contact | Home


زن در اسارت سنت قبیلوی





شنبه 22 مارس 2014, :نویسنده: کامران یوسفی

در پندار های اجتماعی مردم افغانستان این باور وجود دارد که اگر زن در تعاملات اجتماعی دخیل شود ، امکان این متصور است که دستِ بسوی او دراز شود و به او آسیب برسد. از این جهت ترجیحاً زن در خانه محفوظ خواهد بود. تقریباً همه به این موضوع اذعان دارند. از این جهت نقش و حضور زن در زنده گی اجتماعی از یکسو؛ نفرت ، وحشت ، ننگ را به همراه داشته و از سوی دیگر؛ پیامد های خطرناک را در قِبال دارد. دیدگاه دیگری که بعد از یک دهه اخیر در نزد مردم شکل گرفته؛ زمانیکه از زن و حقوق زن سخن میرانیم، در ذهن و ضمیر ما این انگیزه تجلی میکند که حقوق زن یعنی ؛ وضعیت زن به شیوۀ اروپایی و امریکایی، یعنی عریانیت و برهنگی ...

خواننده گان گرامی! مطلب هذا به بهانه هشتم مارچ روز جهانی زن و تجلیل از این روز در افغانستان ، ترتیب گردیده است؛ در این بحث کوشش بر این است تا وضعیت اجتماعی زن و حقوق زن را در جامعه قبیلوی افغانستان بصورت فشرده مورد ارزیابی قرار داده شود.
در پندار های اجتماعی مردم افغانستان این باور وجود دارد که اگر زن در تعاملات اجتماعی دخیل شود ، امکان این متصور است که دستِ بسوی او دراز شود و به او آسیب برسد. از این جهت ترجیحاً زن در خانه محفوظ خواهد بود. تقریباً همه به این موضوع اذعان دارند. از این جهت نقش و حضور زن در زنده گی اجتماعی از یکسو؛ نفرت ، وحشت ، ننگ را به همراه داشته و از سوی دیگر؛ پیامد های خطرناک را در قِبال دارد. دیدگاه دیگری که بعد از یک دهه اخیر در نزد مردم شکل گرفته؛ زمانیکه از زن و حقوق زن سخن میرانیم، در ذهن و ضمیر ما این انگیزه تجلی میکند که حقوق زن یعنی ؛ وضعیت زن به شیوۀ اروپایی و امریکایی، یعنی عریانیت و برهنگی ...
دردیدگاه قبیلوی افغانستان؛ به زن به عنوان جنس درجه دوم نگریسته میشود ؛ از منظر حقوقی و انسانی ، شخصیت زن در جایگاهی پاین تری نسبت به مرد قرار دارد، چگونگی مشارکت زنان در زنده گی همگانی و اجتماعی از سوی مردان طرح و تبین میگردد. تصوری که ما از نقش زن و شخصیت زن در ساختار دینی و فرهنگی خویش داریم ، ریشه در اعماق رسوم قبیلوی داشته که با تفسیر و برداشت غلط از شریعت، به عنوان یک دست آویز دینی برای اعمال خشونت در اختیار مردان قرار میدهند، شاید در ذهن خواننده گان گرامی این سوال مطرح گردد: دینی که خود بهروزی، همزیستی مسالمت آمیز ، مدارا جویی را پایه گذاری کرده، چطور می تواند خود عامل نقص حقوق زن باشد.؟؟؟
بدون تردید، پیام انسان ساز قرآن کریم، نوید بخش رحمت الهی ، شفقت ، همسازی و همگرایی میباشد ، از این رو آئین الهی با هر نوع خشونت ، ظلم و پرخاشگری نا سازگار است، اما برخی از آیات قرآن کریم طوری تفسیر شده که خواسته و یا نا خواسته نقص حقوق زن را توجیه میکنند. برای عمل ناروا و شوم ، مجوز صادر میکند. تفسیر نا رسا و نا موزون از آیات قرآن کریم با رواسازی غلبه بر حقوق زن ، برتری مرد نسبت به زن ، حکمروایی بر زن ، تنبه نمودن فزیکی زن را حق قانونی مرد میشمارند؛ یا اینکه مولوی و ملایِ قبیله سالار در قرآن و حدیث قبیله خوانده است که شنیدن صدای پای زن حرام است، زن را خواندن و نوشتن نیاموزید ، بلکه او را ریسنده گی بیاموزید و ...سلطه جویی و قدرت نمایی بر زن را توجیه میدارد.
شماری از مفسران متحجر به استناد بخش از آیت 228 سورة البقرة «وَ لِلرِّجالِ علَيهِنَّ دَرَجَه » ترجمه: و مردان را بر زنان درجه است؛ ادعا دارند که مردان بگونۀ مطلق بر زنان بر تر اند. ساختار وجودی انسان طوری است که اگر این باور به او دست دهد که نسبت به همنوع خود بر تر است، جانب مقابل را شایسته هرنوع توهین ، تحقیر ، خواری و ذلت میداند. مردیکه آگانه و یا نا آگاهانه به برتری خود نسبت به زن ایمان داشته باشد از هیچ نوع اعمال غیر انسانی بر زن دریغ نمیورزد. متأسفانه این طرز تفکر و بینیش غلط در رابطه به سلطه جویی مرد نسبت به زن از سوی افراد که فتوا می فروشند، روا دانسته شده و آن را صبغه دینی داده است. در حالیکه خداوند مردان را در معاشرت با زنان شان به نیکویی امر نموده است «وعاشروهن باالمعروف» اسلام علم را نور و جهل را ظلمت، علم را بینایی و جهل را کوری میداند. چنانچه خداوند در قرآن کریم درآیة 16 سورة رعد می فرماید: « قُل هَل یَستَوی الَّاَعمی وَ البصیر ام هَل یَستَوی الظُلُمات وَالنُّور»ترجمه: بگو آیا چشم نابنایی جاهل و دیده بنایی عالم یکسان است؟ آیا ظلمت و تاریکیجهالت بانور علم و معرفت مساوی است.؟ یا اینکه زن را حصر و اسیر شوهر داری و خانه نشینی میدانند از این جهت زن حق ندارد که در صحنه های اجتماعی حضور یابند و در مورد امور سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی مشارکت نماید.
در بُعد فرهنگی؛ به یک سلسله سنت ها و هنجار توجه مینمائیم که بصورت عرف در بین جامعه مروج بوده و جزِ از سنت های معمول تلقی میشود. برخورد و نگرش به زن و حقوق زن در جوامع مختلف متفاوت است. حقوق زنان در جوامع مدرن تا به جوامع سنتی تفاوت فاحشی دارد؛ در جوامع مدرن، تلاش های زیادی برای دست یابی زنان به حقوق شان صورت گرفته و نوع نگرش به زن انسانی تر شده است. اما در جوامع سنتی؛ نوع دید مرد سالارانه و استوار بر استبداد هنوز به قوت خود باقیست ، این طرز تفکر به رسوم و عنعنات مبدل گردیده که زن را به عنوان «جنس درجه دوم» و در مواردی به عنوان امتعه و مملوکه مرد به او نگریسته میشود. ازدواج های اجباری ، بد دادن ، بدل(شغار) ریشه اصلی در این نوع طرز تفکر دارد. در جوامع سنتی؛ خشم بودن ، سنگدل بودن ، قوی بودن و مستقل بودن از ویژه گی های منحصر به فرد مربوط به مردان است و در مقابل مطیع بودن ، ساکت بودن ، وابسته بودن از ویژه گی های مورد پسند برای زنان شمرده میشود. اگر در کنش های موجود در هنجار های همگانی توجه نمائیم؛ بصورت کل میتوان ریشه های اصلی خشونت علیه زن را در فرهنگ و رسوم جامعه دریافت نمود. از ظهور اسلام تا امروز بیشتر از چهارده صد سال می گذرد، اما با تأسف تا هنوز نوع نگاه خشونت بار و تصور نا درست در جامعه اسلامی از ریشه های جاهلانه آن جدا نشده است. هنوز مردم ما با تولد نوزاد دختر و دختر داشتن را ننگ میداند، تولد نوزاد پسر، نشانۀ قدرت ، توانایی و خوشبختی تلقی میگردد. در خانه ای که نوزاد پسر بدنیا می آید، مایه خوشبختی و سفید رو بودن زن بوده و موجب فخر پدر و مادر میشود. و اگر نوزاد دختر بود، بدون شک از آن توجیه نا میمون صورت میگیرد و تولد دختر نوع سکوت را در بر دارد. در جامعۀ ما فرزندان پسر بیشتر مورد توجه ، لطف ، عنایت ، تحسین و بخشش مادران و مادر کلان ها قرار دارند و این امر ریشه عمیقِ در روان و ساختار سنتی و قبیلوی افغانستان دارد.
ازداوج بدل (شغار) یکی از رسوم است که ریشه اقتصادی دارد، پدر و یا برادر ، دختر و یا خواهر خودرا به کسی دیگر میدهد تا در عوض دختر و یا خواهر اورا تحت نکاح خود و یا پسر خود در آورد. در این نوع ازدواج زن به عنوان متاع مورد تبادله قرار میگیرد، انسانیت به مادیت تنزیل مینماید، هر نوع عمل در خانواده ، منجر به عمل باالمثل در خانواده دیگر میشود. یا اینکه زن در جامعه سنتی افغانستان بنا بر حاکمیت رسوم و آداب غیر معقول ، بعد از مرگ شوهر به عنوان میراث برای بازمانده گان شوهر میرسد ، بازمانده گان شوهر این امر را حق مسلم خود میداند که زن را بدون میل و رغبت او به یکی وابستگان اش نکاح نماید. زن به عنوان امتعه و مال تلقی شده و از خود هیچگونه آزادی و اختیار ندارد. زن ستیزی یکی از مؤلفه های فرهنگی جامعه مارا تشکیل میدهد ، گرچند فرهنگ مرد سالاری و زن ستیزی تنها منحصر به حوزه فرهنگی ما نیست، بلکه این پدیده نا میمون در تمام فرهنگ های جهان بگونه های مختلف هستی گزیده است.
در بُعد اجتماعی ، ساختار نهادهای اجتماعی جامعه ما طوری تنظیم گردیده که خشونت و زن ستیزی را مجاز میشمارد ، رفتار های اجتماعی در جامعه ما به شکلِ است که بگونه های مختلف باعث محرومیت زنان از حقوق برابر و مشابه میشوند. در جامعه ای که سلسله مراتب بصورت مطلق آن رعایت گردد، یک قشر ، گروه و یا جنس بر بالای دیگری از قدرت و فرصت های بیشتری بر خوردار باشد ، احتمال اِعمال خشونت علیه گروه و یا جنس دیگری بیشتر است. در نظام مرد سالاری که در آن رابطه قدرت و سلطه جویی در سلسله مراتب را جنس تعین کند ، مردان در رأس قدرت قرار دارند، تمام نهاد ها و ساختار های سنتی و فرهنگی به اساس تبعیض جنسیتی استوار و بنا نهاده شده است و تبعیض جنسیتی خود زمینه ساز نا برابری میان مردان و زنان است. در چنین رابطه مردان با برتر دانستن نسبت به زنان ، با توجیه های علمی ، دینی ، فرهنگی و اخلاقی ؛ زنان را جنس دوم معرفی نموده و به عنوان امتعه و مملوکۀ خود نقص حقوق زن را در جهت بر آورده شدن مقصود خود صادر میکند. در جامعۀ مرد سالار، مردان هسته و مرکز ثقل قدرت به شمار میروند، تصمیم گیری بدوش مردان است ، امور متعلق به زنان از قبیل: ازدواج فعالیت های بیرون از منزل و امور معیشتی همه بدوش مردان بوده ، زنان زمان میتوانند در این امور سهیم گردند که مورد توافق مردان خانواده قرار گیرد. خانواده مرد سالار نا امن ترین مکان برای زنان و حتی کودکان به شمار میرود و زنان و کودکان قربانی اصلی خشونت تلقی میشوند.
نهادهای مبارزه علیه خشونت و مدافع حقوق زنان با افزایش خشونت فقط ابراز نگرانی کرده است، دولت افغانستان، بخصوص وزارت امور زنان در سطح پالیسی ساز باقی مانده است. هرچند در طی 13 سال اخیر امکانان هنگفتی در سایه حضور امریکا و غرب در افغانستان در جهت بهبود وضعیت زنان بخصوص در کاهش خشونت علیه زنان به مصرف رسیده است ، اما بنا بر عدم تعریف روشن و دقیق از خشونت ، نه تنها که کاهش خشونت و تغیر نگرش و هنجار ها را نسبت به زن و حقوق زن ، در پی نداشته ؛ بلکه اعداد و ارقام خشونت گراف بالایِ را به خود اختصاص داده است.
کمیسیون حقوق بشر ، وزارت امور زنان وده ها نهاد مدافع حقوق زن که در راستای بهبود حقوق زنان فعالیت دارند ، تا هنوز نتوانسته که فرهنگ تساهل پذیری را تعریف نماید. تا زمانیکه ما آموزه های فرهنگی تساهل پذیری را تعین و تبین نکنیم، فایق آمدن بر رفتار ها و نگرش های اجتماعی که مبین زن ستیزی و مرد سالاری است، امری دشوار به نظر میرسد. رسانه ها ، محیط خانواده ، مؤسسات تحصیلی و تعلیمی عوامل است که آموزه های جدید تساهل پذیری را در جامعه ترویج مینمایند، تا فرهنگ و پدیدۀ زن ستیزی از جامعه بصورت تدریجی ریشه کن گردد. آماریکه وزارت امور زنان و نهاد های عدلی و قضایی از میزان افزایش خشونت علیه زنان ارائه نمود ، تکان دهنده به نظر میرسد ، دلیل افزایش این خشونت را در کنار عوامل اقتصادی ، نا امنی ، پاین بود سطح سواد؛ آگاهی یک جانبه زنان نسبت به اوضاع دانست که در شرایط نا بسامان روحی قرار دارند، که برای رهایی از آن به خود سوزی و خود کشی متوسل میگردند. گرچند حضور زنان در ساختار قانون گذاری ، ادارات دولتی ، موسسات آموزشی ، نهاد های غیر دولتی به گونۀ قابل ملاحظه به نظر میرسد، که در وضعیت موجود نمایشی به نظر میرسد ، اما میتواند در دراز مدت، نگرش ها و هنجارها را در مناسبات اجتماعی دچار تحول گرداند که منجر به تخلیق رفتارتساهل پذیری در کاهش خشونت گردد.
براي ازبین بردن خشونت عليه زنان بايد گفت که نگاه زن ستيزانه ومرد سالارانه را از متن فرهنگ كشور برداشته شود و نگاه زنانه به مشكلات زنان صورت گيرد؛ تطبیق قانون، حمایت گسترده نهادهای حکومتی از حقوق زنان، مجازات عاملین خشونت ها، پیگیری و رسیدگی به قضایای خشونت علیه زنان در نهادهای عدلی و قضائی، آگاهی دهی گسترده به خانواده ها، اشتغال زایی زنان، تشویق زنان در فعالیت های اجتماعی هم پا و دوشادوش با مردان، ایجاد سهولت بیشتر برای زنان جهت بلند رفتن ظرفیت علمی آنها، راه حل های جهت کاهش خشونت علیه زنان است. به زنان به عنوان نیم از اجتماع نگریسته شود نه به عنوان جنس درجه دوم و یا هم متاع مملوک مردان.

کامران یوسفی
16- حوت - 1392

<:voir_en_ligne:> : http://kabulpress.org/my/spip.php?a...

The Hazara, most Persecuted People in the World

 هزاره ها، سرکوب شده ترین مردم جهان

Kite Runner' film banned in Afghanistan

سانسور شده در افغانستان

Learn Norwegian  نروژی بیاموز

På vei

Kapittel 1
Kapittel 2
Kapittel 3
Kapittel 4
Kapittel 5
Kapittel 6
Kapittel 7
Kapittel 8
Kapittel 9
Kapittel 10
Kapittel 11
Kapittel 12
Kapittel 13
Kapittel 14
Kapittel 15
Kapittel 16
Kapittel 17

Flyktningkonvensjonen | Refugee  Convention | کنوانسیون پناهنده English  Norsk  دری

Norway is the most democratic country in the world!

Mirror websites: www.refugeeface.com www.refugeeface.net www.refugeeface.org www.refugeeface.eu www.flyktninger.com

  SOCIALIZE

Integrasjon | Menneskerettigheter | Norges Nyheter: No /En| Flerkultur | Lær Norsk| Multimedia |Om Oss | Kontakt

Integrazione Diritti Umani Italian News: It/En|  Multiculturale | Impara l'italiano| Multimedia |About Us | Contatti

Integration | Human Rights | Norway News: No /En| Multi-Cultural | Learn Norwegian | Multimedia | About Us | Contact | Home

© 2011 Refugee Face | Flyktninger

Privacy | Term of use | Register | Login | Designed by IP Plans

The Universal Declaration of Human Rights: Article 14.

(1) Everyone has the right to seek and to enjoy in other countries asylum from persecution.